تبلیغات
رازهای آفرینش - زندگی کن فرصت کم است
چقدر هفتاد هشتاد سال کم است برای دیدن تمام دنیا!
برای بودن با تمام مردم دنیا!
چقدر حیف است که من میمیرم و غواصی در عمق اقیانوس ها را تجربه نمی کنم !
میمیرم و حداقل یکبار زمین را از روی کره ماه نمی بینم !
دلم می خواست چند سال در یک جنگل یا یک روستا زندگی کنم .
چند سالی را هم در چند کشور دیگر با آداب و رسومی دیگر.
دلم میخواست چند کلیسا و معبد و مسجد بزرگ جهان را میدیدم و با پیروان ادیان مختلف حرف میزدم .
دلم میخواست یکبار هم که شده از ارتفاعی بلند و مهیب پرواز میکردم
""دلم می خواست های من"" 
 
زیادند ، بلندند....
 
طولانی اند .
 اما مهمترین دلم می خواستم،
 این است که انسان باشم
 انسان بمانم 
و انسان محشور شوم .
چقدر وقت کم است .
 تا وقت دارم باید مهر بورزم به همین چند نفر که از تمام مردم دنیا با من نفس می کشند ،
باید مهربورزم به همین جغرافیایی که سهم چشمهای من از جهان است .
 وقت کم است باید خوب باشم.. .. ..
مهربان باشم...
ودوست بدارم همه ی زیبایی ها را....


تاریخ : چهارشنبه 2 اردیبهشت 1394 | 07:02 ب.ظ | نویسنده : neda | نظرات

  • paper | خرید بک لینک | میله