تبلیغات
رازهای آفرینش - مطالب هفته دوم فروردین 1393

یکی از دوراهی‌های زندگی وقتی‌ است که نمی‌دانید

در شیشه‌ای مقابل‌تان را باید «بکشید» یا «فشار دهید




تاریخ : پنجشنبه 14 فروردین 1393 | 12:50 ب.ظ | نویسنده : neda | نظرات
 
محققان ایرانی بر این باورند که ۱۳۸۲۶۶۳۸۴۹ کاربرِ اینترنت مبتلا به تنبلی هستن. چون حتی این شماره رو کامل نخوندن !
دوست عزیز اگه می خوای ثابت کنی عضو آونا نیستی نظر بده 



تاریخ : پنجشنبه 14 فروردین 1393 | 12:37 ب.ظ | نویسنده : neda | نظرات

تا پر شدن خط مشکی پایین صفحه ، به نقطه ی مشکی وسط صفحه نگاه کنید!

همانطور که فهمیدید شما تصویر سیاه وسفید را چند لحظه رنگی میبینید!

 



تاریخ : پنجشنبه 14 فروردین 1393 | 12:34 ب.ظ | نویسنده : neda | نظرات



تاریخ : پنجشنبه 14 فروردین 1393 | 12:31 ب.ظ | نویسنده : neda | نظرات

 

 

 

فروردین گل رز
گاهی بدون فکر قبلی کاری را انجام می دهید.
بسیار رک گو هستید و عاشق مسافرت!...اشتیاق زیادی برای زندگی کردن دارید و پشتکارتان خوب است.

 


برید ادامه مطلب جالبه !!!
تاریخ : چهارشنبه 13 فروردین 1393 | 09:30 ب.ظ | نویسنده : neda | نظرات

داستان کوتاه بسیار زیبا  - خواندنش خالی از لطف نیست . برگرفته از وبلاگ مطالب خواندنی

 

معلم عصبی دفتر را روی میز کوبید و داد زد : سارا…دخترک خودش را جمع و جور

کرد ، سرش را پایین انداخت و خودش را تا جلوی میز معلم کشید و با صدای

لرزان گفت : بله خانم؟

معلم که از عصبانیت شقیقه هایش می زد ، به چشمهای سیاه و مظلوم

دخترک خیره شد و داد زد : ((چند بار بگم مشقاتو تمیز بنویس و دفترت رو

سیاه و پاره نکن ؟ ها؟فردا مادرت رو میاری مدرسه می خوام در مورد بچه ی

بی انظباطش باهاش صحبت کنم ))

دخترک چانه لرزانش را جمع کرد …بغضش را به زحمت قورت داد و آرام گفت :

خانوم …مادم مریضه … اما بابام گفته آخر ماه بهش حقوق میدن … اونوقت

میشه مامانم رو بستری کنیم که دیگه از گلوش خون نیاد …اونوقت میشه

 برای خواهرم شیر خشک بخریم که شب تاصبح گریه نکنه … اونوقت …

اونوقت قول داده اگه پولی موند برای من هم یه دفتر بخره که من دفترهای داداشم

رو پاک نکنم و توش بنویسم …

اونوقت قول می دم مشقامو بنویسم …

معلم صندلیش را به سمت تخته چرخاند و گفت : بشین سارا …

و کاسه اشک چشمش روی گونه خالی شد …

واقعااااااااااا غمگینه



تاریخ : چهارشنبه 13 فروردین 1393 | 09:25 ب.ظ | نویسنده : neda | نظرات
شــک نـدارم هـمـین روزها ...

هیـچ گـرسـنه ای باقی نمــــی ماند ...

هـــمه سیــــر مـی شـوند, از زنــدگی ...
 


تاریخ : چهارشنبه 13 فروردین 1393 | 09:23 ب.ظ | نویسنده : neda | نظرات

یکی نقاشیه ، یکی واقعی -- واقعی کدومه؟

 



تاریخ : چهارشنبه 13 فروردین 1393 | 09:16 ب.ظ | نویسنده : neda | نظرات

 

 

باور کن این متن لبخند رو لبات میاره،روزتو میسازه♥♥♥♥
هرشب قبل از خواب کسی به تو فکر میکنه♥♥♥♥
حداقل 15نفر تو این دنیا هستن که عاشقتن♥♥♥♥
تنها دلیل واسه وقتی که کسی ازت متنفره اینه که اونا میخوان مثل تو باشن♥♥♥♥
تو این دنیا حداقل دو نفر هستند که برات میمرن♥♥♥♥
تو برای یک کس به اندازه ی دنیا ارزش داری♥♥♥♥
کسی که حتی نمیدونی وجود داره عاشقته♥♥♥♥
موقعی که همیشه بزرگترین اشتباه رو میکنی ی چیز خوب از توش درمیاد♥♥♥♥
همیشه پیروزی هاتو یادت باشه♥♥♥♥
حرف های بد دیگران رو فراموش کن♥♥♥♥
پس اگه عاشق دوستاتی اینو براشون بفرست،از جمله کسی که اینو برات فرستاده♥♥♥♥
امشب...نیمه شب...عشق واقعیت میفهمه دوست داره..!!♥♥♥♥
ی چیز خوب برات تا ساعت 12شب اتفاق میفته وساعت 4 بعد از ظهر فردا میتونی هرجا باشی...
واسه بزرگترین شک زندگیت آماده باشی...♥♥♥♥
اینو واسه 15 نفر تو15 دقیقه بفرست...♥♥♥♥
روز یکیو بساز..کمک کن رو صورت کسی لبخند بیاد...به یکی کمک کن..♥♥♥♥
یادت باشه خیلیا دوست دارن...
دوست...♥♥♥♥
اینو واسه همه دوستات حتی اگه من یکی از اونام بفرست...♥♥♥♥
اگه 4 تا پس بگیری خیلیا دوست دارن...
اگه 7تا پس بگیری خیلیا واقعا عاااااشقتن♥♥♥♥



تاریخ : یکشنبه 10 فروردین 1393 | 01:15 ب.ظ | نویسنده : neda | نظرات

 

زیباست وقتی قلبی داری که :صاحبش خودت هستی،
اما زیباتر آن است که:
دوستی داری که قلبش، تو هستی
...

 



تاریخ : یکشنبه 10 فروردین 1393 | 01:12 ب.ظ | نویسنده : neda | نظرات

 

 

قبل تر ها...

عاشقانه های هر کس را که می خواندم،

به سادگی اش می خندیدم!

حالا خودم گریه می کنم و برایت عاشقانه می نویسم...!!



تاریخ : یکشنبه 10 فروردین 1393 | 01:11 ب.ظ | نویسنده : neda | نظرات

 

دلم نه عشق می خواهد نه دروغ های قشنگ،

نه ادعاهای بزرگ، نه بزرگ های پر ادعا.

دلم یک فنجان قهوه ی داغ می خواهد و یک دوست که بشود با او حرف زد و پشیمان نشد!!!

 



تاریخ : یکشنبه 10 فروردین 1393 | 01:09 ب.ظ | نویسنده : neda | نظرات

 

تو که میدانی تمام وجودم هستی
این شعر را برای تو نوشتم تا بخوانی و بدانی همه ی زندگی ام هستی
نه قافیه دارد ، نه ردیف ، نه آهنگ دارد نه طنین
اینها همه حرف دلم بود ، همین!
.
.
.
نمیتوانم در خیالم ، روزی را ببینم که تو نیستی
من در کوچه ها آواره و سرگردان باشم
و هر کسی مرا ببیند از  من بپرسد در جستجوی کیستی؟
.
.
.
مثل او که در کنار ساحل دریا نشسته
به امواج دریا دل بسته
من هم نشسته ام در کنار ساحل قلب تو
و دل بستم به تو
دل بستم به امواج خروشان عشق تو
.
.
.
نه مهربانی تو را میخواهم ، و نه دلسوزی های تو را
نمیبخشم آن قلب بی وفای تو را
بگذار در حال خودم باشم
به تنهایی بیشتر از تو ، نیاز دارم
پس بگذار با تنهایی تنها باشم
در خلوت خویش با غمها باشم
نمیخواهم دوباره بازیچه دست این و آن باشم

 

 



تاریخ : یکشنبه 10 فروردین 1393 | 01:07 ب.ظ | نویسنده : neda | نظرات

  • paper | خرید بک لینک | میله